1.
مقدمه
بحث سنت و مدرنيته در جامعه ی ما دارای سابقه ی طولانی است. اما بر
اساس مدارک موجود، به نظر می رسد تا کنون اين پرسش ها در زمينه ی
معماری و به ويژه معماری مسکن مطرح نگرديده است.
مسکن امروز ما الگوبرداری شده از غرب و به ويژه اروپای غربی است. هرچند ورود
معماری غربی از حدود رنسانس در ايران قابل پی گيری است (دشتی، م.:
مسجدسليمان، ميزبان اولين مسکن غربی در ايران، در: معماری و فرهنگ 40، 1388)، اما
شکل مسکن امروز ما تحت تاثير جنبش "باغ شهر" (Garden City) در انگلستان است. با گذشت زمان، جنبش
"باوهاس" (Bauhaus)
آلمان که به سبک "اينترنشنال" (International) منتهی شد، و پس از آن شيوه ی پلان خانه های آمريکايی،روند
شکل مسکن ما را تشکيلدادند. اين پديده، يعنی مسکن امروز ما در همه ی ابعاد
خود يک دگرگونی به معنای واقعی کلمه است. اين دگرگونی بيش از هر چيز خود را در
تغيير روش زندگی ايرانيان نشان می دهد، که آن را می توان با عنوان
"مدرنيته" مشخص کرد. شايد جنبه های ديگری نيز در تبديل جامعه ی
سنتی ما به مدرن وجود داشته باشند، اما بدون شک، مسکن امروزی ما نقش بسيار مهمی در
مدرن سازی جامعه ی ما ايفا کرده است.
به احتمال بسيار زياد محل ورود معماری مسکن غربی در اوايل قرن بيستم ميلادی پس
از ورود هيئت های کاوش نفت انگليسی در مسجدسليمان است. از اين رو در
مطالعه ی حاضرمقايسه ای در شکل مسکن غربی مسجدسليمان با توجه به بررسی های
اخير انجام شده، با مسکن سنتی صورت گرفته است. در اين مقايسه تفاوت هايی از
جهت ناديده گرفتن فرهنگ شرقی- اسلامی ما در مسکن مدرن وغربی مسجدسليمان ديده
می شود. جستجو برای يافتن تفاوت ها و همچنين دلايل آن ها هدف اين
مطالعه است. هدف ديگر اين مقاله تعيين سهم مسکن مدرن برای اين دگرگونی است.
2.
تأثير مسجدسليمان بر شهرها و شکل زندگی مردم ايران
برخلاف شکل شهرهای قديمی ما، که سازمان مشخصی نداشته اند، در
شکل گيری معماری مسکن سنتی عواملی چون اقليم و فرهنگ نقش عمده ای بازی می کردند.
کشور پهناور ايران دارای آب و هوای متنوع است. اقوام گوناگون در نقاط مختلف
ايران،به گونه های متفاوت، شکل ساختمان خود را با توجه به اقليم شکل
داده اند. در حقيقت، نه تنها اقليم در شکل گيری اين معماری نقش داشته،
بلکه عناصری از آداب و رسوم زندگی ايرانی در آن تاثير گذاشته است. به اين ترتيب
شکل خانه ها و رفتار افراد در يک رابطه ی دوجانبه قرار می گرفتند.
اين رابطه، که ريشه در جامعه ی ما داشت، باعث باروری هر دو سوی آن می شده
است. در يک روند منطقی، هردو به راه خود و در جهت تکامل ادامه می دادند. اما
با ورود معماری غربی در مسجدسليمان، اين دو با يک انقلاب روبه رو می شوند.
اين انقلاب از سوی معماری مسکن به وقوع می پيوندد و رفتار جامعه ی ما را
مجبور به پذيرش و مطابقت خود با آن می کند. عناصری، که در معماری مسکن سنتی
به واسطه ی رفتارهای اجتماعی دارای معنا و عملکرد مناسب بودند، جای خود را به
فضاهای جديدی دادند، که در فرهنگ جامعه وجود نداشتند. فضاهای جديد، معماری مسکن
امروز ما را می سازند و تاثير آن رفته رفته بر روی جامعه ی سنتی ما، که
در دورترين نقاط کشور ما زندگی می کنند، قابل مشاهده است.
مسجدسليمان به عنوان اولين شهر صنعتی ايران در ابتدای قرن بيستم ميلادی متولد
شد. از آنجا که اين منطقه پيش از ورود به مرحله ی شهر شدن، محل اطراق بختياری ها
در فصل زمستان بود، رفت وآمد ايرانی ها در ابتدا در محل مسجدسليمان کنونی
وجود داشته است. در کنار چادرهای بختياری، خارجی های تازه به منطقه وارد شده
به نمايندگی سازمان های انگليسی، برای اقامت خود نيز ساختمان هايی را
برپا می دارند. اين خانه ها، که در ابتدا از سلول های کنار هم
تشکيل می شدند، رفته رفته جای خود را به خانه های مدرن، با الگوی طراحی
انگليسی می دهد.
خانه های ساخته شده در مسجدسليمان محدود به دو تيپولوژی خانه های سری
يا "لين" و خانه های ويلايی يا "بنگله" بود. در
نمونه های ديگری، که پس از مسجدسليمان در شهرهای ديگر ايران و به ويژه در
تهران ساخته شده اند، تغييرات شکل اوليه ی مسکن مسجدسليمان صورت می پذيرد.
در پی آن شکل ديگری از مسکن در شهرهای ما پديد می آيد، که فضاهای
خانه های مسجدسليمان را مختصرتر می کند و به اين ترتيب نقش فرهنگ و سنت
ايرانی را کم رنگ تر. اين شکل از مسکن را می توانيم خانه های
با واحدهای مسکونی متعدد بناميم، که به نام "آپارتمان" معروف هستند.
زندگی ايرانيان در واحدهای آپارتمانی با گذشت زمان از زندگی سنتی دور می شود.
اکنون در دورافتاده ترین شهرهای ایران ساخت خانه های آپارتمانی و زندگی
در آن نوعی تجدد و مدرن شدن محسوب می گردد. خانه های آپارتمانی و
يا فرهنگ آپارتمان، که پی آمد ورود معماری مسکن غربی در مسجدسليمان است با
فرهنگ مسکن سنتی در نقاط مختلف ايران فاصله ی زیادی دارد. همانگونه که در این
نوشتار خواهیم ديد.
3.
پژوهش در تفاوت های سنت و مدرنيته به وسيله ی انتخاب
نمونه های مسکن سنتی و مسکن مسجدسليمان
نخستين پرسشی که در رابطه با مسکن سنتی وجود دارد، محل و شکل آن است. به عبارت
ديگر، مسکن در کدام نقطه از ايران می تواند مناسب برای اين مقايسه باشد؟ به
همين دليل برای اين مقايسه از مسکن سنتی در شهرهای اطراف مسجدسليمان کمک گرفته شده
است. اين شهرها عبارتند از دزفول، اهواز و خرمشهر، که در يکی از پژوهش های
مرکز تحقيقات ساختمان و مسکن صورت گرفته است (اهری، زهرا – امينی جديد، شهلا: الگوی
ساخت مسکن در شهرهای خوزستان، تهران 1371). چون آب و هوای اين شهرها نزديک به آب و
هوای مسجدسليمان است، می توانند برای اين مقايسه مناسب و منطقی باشند.
خانه های سنتی را نيز می توان مانند تمام نمونه های شهری به دو شکل
"خانه های کوچک" و "خانه های بزرگ" در اين پژوهش
يافت. به همين دليل در مقايسه ی ما هر دو شکل خانه های مسکونی سنتی در
نظر گرفته می شود. در مسجدسليمان هم مقايسه ی ما شامل هردو نوع تيپولوژی،
يعنی خانه های سری و خانه های ويلايی است. در پژوهش های مسجدسليمان
به شکل های مختلفی از خانه های رديفی و ويلايی برمی خوريم. از
خانه های رديفی خانه های شهرک نفتون و از خانه های ويلايی،
خانه های واقع در شهرکی موسوم به باغ ملی به دليل اهميت آن ها از
جهت اولين و کامل ترين نمونه های ساخته شده در مسجدسليمان انتخاب شده
است. در پی آن، عناصر معماری سنتی معيار مقايسه ی فضايی قرار می گيرند،
زيرا جستجو در خانه های مسجدسليمان برای يافتن فضاهای سنتی است.
مشکلی که در پژوهش مورد مطالعه، يعنی الگوی ساخت مسکن در شهرهای خوزستان وجود
دارد، عدم وجود واژه های آشنا در معماری سنتی يا حاشيه ی کوير در اين
مطالعه است. اما از شکل پلان ها می توان نزديکی آن را با معماری مسکن
شناخته شده، يعنی معماری کويری تشخيص داد. بنابراين، واژه نامه های
مختلفی در زبان فارسی برای يافتن فضاهای ويژه وهمچنین ویژگی های دیگر مسکن
سنتی مبنا قرار گرفت، تا ماهيت اين فضاها بهتر روشن شود. اما مشکل اساسی در بررسی
مدارک فارسی زبان، عدم وجود اطلاعات لازم برای معماری و شهرسازی است، با
اين که عنوان اکثر اين واژه نامه ها معماری و حتی معماری سنتی است.
برای نمونه؛ تعاريف گوناگونی در واژه نامه ها برای فضای هشتی وجود دارد،
مانند:
"قسمتی از خانه که پشت دروازه واقع و غالبا هشت گوش است."
(لغت نامه ی دهخدا).
"منسوب به هشت، محوطه ای به شکل کثيرالاضلاع (در اصل هشت ضلعی)
يا مدور که بين کوچه و خيابان و در ورودی به حياط می ساختند و در دو سوی آن
سکوها و نيمکت ها برای نشستن افراد می گذاشتند." (فرهنگ معين).
"دهليز هشت گوشه، اتاق
هشت وجهی، قسمت بيرون هشته ی خانه، فضای سرپوشيده متصل به کوچه و حياط
خانه، فضايی بعد از فضای ورودی که غالبا بلافاصله پس از درگاه قرار می گيرد،
تنها جايی که از منطقه بسته خانه بيرون می آيد و ارتباط بنا را با خارج تامين
می کند. مهم ترين کارکرد هشتی تقسيم مسير ورودی به دو يا چند جهت و حفظ
قسمتی از حريم خانه است. به معنی آرامگاه و طاق و ايوان و رواق و آسمانه
و....آورده اند." (سعيد فلاح فر: فرهنگ واژه های معماری سنتی
ايران، تهران: کامياب 1379).
"کرباس، دهليز هشت گوش، اتاق هشت وجهی، محوطه ای به شکل
کثيرالاضلاع (در اصل هشت ضلعی) يا مدور که بين کوچه و خيابان و در ورودی به
حياط می ساختند و در دو سوی آن سکوها و نيمکت ها برای نشستن افراد می گذاشتند.
"سلانه سلانه، دالان دراز و تاريکی را پيمود و وارد هشتی شد." (مهدی مهدی زاده:
فرهنگ نامه ی واژگان معماری سنتی و کاربرد آن در زبان و ادبيات فارسی،
مشهد: سخن گستر 1384)
"کرباس، دهليز هشت گوش، اتاق هشت وجهی، قسمت بيرون هشته ی
خانه که به شکل های مختلف ساخته می شد، فضای سرپوشيده متصل به کوچه و
حياط خانه، فضايی بعد از فضای ورودی که اغلب بلافاصله پس از درگاه قرار می گيرد
(در معماری اسلامی)، تنها جايی که از منطقه بسته خانه بيرون می آيد و ارتباط
بنا را با خارج تامين می کند، مهم ترين کارکرد هشتی، تقسيم مسير ورودی
به دو يا چند جهت و حفظ قسمتی از حريم خانه است. به معنی آرامگاه، طاق و آسمانه هم
آورده اند." (سيد ابواقاسم سيدصدر: دايره المعارف معماری و شهرسازی،
تهران: آزاده، 1381).
در اين واژه نامه ها معانی واژه بيان می گردد، اما توضيحات
لازم فيزيکی و همچنين گونه های موجود ممکن از آن در مناطق مختلف فرهنگ معماری
کشور به طور مثال، در مورد فضای مورد نظر بيان نمی شود. بنابراين در کنار دو
منبع اصلی مقايسه، يعنی نقشه های موجود در منبع مرکز تحقيقات ساختمان و مسکن
سال ۱۳۷۱ و همينطور واژه نامه های تخصصی، تجربه های به دست آمده از
کار ميدانی، به عبارتی ديگر، يافته های حاصل از پژوهش های تاريخ شفاهی
چه در مسجدسليمان و چه در ديگر منابع در مورد معماری سنتی ايران، مبنای اين مقايسه
قرار گرفتند. به اين ترتيب می توان فضاهای ويژه ی معماری سنتی را در
نمونه های واقع در پژوهش ذکرشده در بالا، يعنی شهرهای خوزستان جستجو و آن را
با تيپولوژی های مسجدسليمان مقايسه کرد.
4.
مقايسه ی معماری مسکن سنتی با مدرن مسجدسليمان
با توجه به اساس مقايسه ای که در بالا شرح آن داده شد، يک خانه ی
سنتی دارای 4 بخش اصلی است. الف:ايده ی اصلی، ب: فضاهای بسته، ج: فضاهای باز
و نيمه باز، د: جزييات اجرايی.
اين بخش ها نيز خود از
قسمت های مختلفی تشکيل می شوند. اکنون به اين مقايسه می پردازيم:
4-1.ايده ی
اصلی
ايده ی اصلی خانه های مسکونی در سنت خانه های ايرانی از سه
قسمت اصلی تشکيل می شده است؛ هشتی، بيرونی و اندرونی.
هشتی- در تعاريف موجوددر واژه نامه ها می توان به وجود
فضايی در خانه های سنتی پی برد، که نقش "ورودی" را برای
ساکنين و همچنين برای مهمانان بازی می کرد. اين فضا در پلان های
خانه های سنتی، هم در "خانه های بزرگ" و هم در
"خانه های کوچک" اين منطقه نيز ديده می شود. اين فضا رابطی
بين فضای عمومی شهر، گذر و فضای خصوصی خانه قرار دارد و در حقيقت فضايی "نيمه
خصوصی" را به وجود می آورد. اين فضا کاملا از فضای عمومی محفوظ است. با
بررسی پلان خانه ی رديفی مسجدسليمان، هشتی خانه ی سنتی را می توان
با فضای باز، باغ خانه مقايسه کرد. اين فضا می تواند نقش فضای نيمه خصوصی را
بازی کند، با اين تفاوت که محفوظ بودن آن به درجه ی خانه های سنتی نمی رسد.
زيرا اين فضا از سه جهت با همسايه های خود و گذر در برخورد بصری قرار می گيرد.
باغ، که در دهه های واپسين در خانه های رديفی شهرهای اروپايی تبديل به
"باغچه" شده است، همين کيفيت را دارد. به عبارتی ديگر، اين فضا بيشتر
غربی طراحی شده است، تا شرقی. در خانه های ويلايی مسجدسليمان اين فضا
محفوظ تر به نظر می رسد. طبيعی است، که اين فضا در خانه های بزرگ
شهرهای اروپايی مانند خانه های کوچک و يا رديفی نيستند و از کيفيت "نيمه
خصوصی" بيشتری برخوردار است. این امر نیز در خانه های ویلایی مسجدسلیمان
صادق است. به طور کلی می توان در طراحی خانه های ویلایی مسجدسليمان فضای
هشتی را به دلیل سطح وسیع باغ در مقایسه با خانه های ردیفی بیشتر حس کرد.
بيرونی- در بررسی واژه نامه ها می توان فهميد، که
اين فضا در حقيقت کيفيتی "نيمه خصوصی" دارد. تفاوت آن با هشتی در اين
است، که امکان اقامت بيشتری را برای مهمان فراهم می کند. طبيعی است، که ايجاد
اين امکان در خانه های سنتی در رابطه با قدرت مالی صاحب خانه قرار می گيرد.
در "خانه های کوچک" سنتی بيرونی تا حد حذف شدن مختصر می شود.
در حالی که در "خانه های بزرگ" سنتی تا فضايی فاخر پيش بينی
شده است. حتی در بعضی از خانه های سنتی اين فضا به شکل مجموعه خود را نشان می دهد،
که دارای حياط و فضاهای خدماتی مخصوص به خود است. اين فضا هم در خانه های
رديفی و هم در خانه های ويلايی مسجدسليمان به شکلی که در خانه های سنتی
وجود دارد، به چشم نمی خورد. در حقيقت با مقايسه ی خانه های سنتی می توان
چنين ادعا کرد، که چون وجود اين فضا در خانه های سنتی بنا بر قدرت مالی
صاحب خانه مشاهده می شود، آن چنان از اهميت زيادی برخوردار نيست.
اما در خانه های ويلايی اروپايی به فقط فضايی برمی خوريم، که معروف به
"اتاق سيگار" است. خانه های ويلايی در مسجدسليمان توانايی داشتن
چنين فضايی را دارند. پس در رابطه با فضای بيرونی هم کيفيت طراحی غربی بيشتر به
چشم می خورد تا طرحی با رفتار در خانه های سنتی ايرانی.
تصوير
1: يک خانه ی سنتی کوچک در دزفول،
منبع: اهری، زهرا – امينی جديد، شهلا: الگوی
ساخت مسکن در شهرهای خوزستان، تهران 1371
تصوير 2:
يک خانه ی سنتی بزرگ در دزفول،
منبع: اهری، زهرا – امينی جديد، شهلا: الگوی
ساخت مسکن در شهرهای خوزستان، تهران 1371
اندرونی- مقايسه ی اين فضا نيز بسيار شبيه به فضای بيرونی است.
زيرا اين فضا نيز بنا بر وسعت خانه در معماری سنتی، از يک يا چند فضا تشکيل می شود.
از اين رو وقتی به پلان خانه های رديفی در مسجدسليمان دقيق شويم، فضاهای اين
خانه را هم وزن اندرونی در "خانه های کوچک" معماری سنتی پيدا
می کنيم. اما چون جداسازی بيرونی و اندرونی در خانه های ويلايی
مسجدسليمان آن چنان که در خانه های سنتی وجود دارد، به چشم نمی خورد،
از اين جهت با ساختار فرهنگ سنتی در تقابل قرار می گيرد. در حقيقت،
خانه های ويلايی مسجدسليمان نمونه ی کامل يک خانه ی مرفه برای
طبقه ی متوسط انگليسی است، که بدون دخل و تصرف در اين شهر جای پيدا کرده است.
4-2. فضاهای بسته
فضاهايی، که به وسيله ی ديوارها و سقف ها از محيط طبيعی جدا می شوند،
فضاهای بسته هستند. فضاهای بسته نيز از دو شکل مهم اقامتی و جانبی تشکيل می شود.
در کنار اين دو قسمت، در مواردی هم زيرزمين ديده می شود.
فضاهای اقامتی- شايد بتوان گفت تنها عنصری، که در آن تفاوت های کمتری
بين فرهنگ شرق و غرب ديده می شود، فضاهای اقامتی يا اتاق ها هستند. در
خانه های سنتی اتاق ها دارای کاربری های مختلف هستند. اين فضا هم
فضای نشيمن، فضای غذاخوری و فضای خواب است. اين شخصيت را می توان هم در
اتاق های خانه های رديفی و هم در خانه های ويلايی مسجدسليمان ديد.
جداسازی اتاق ها به عنوان اتاق خواب در فرهنگ اروپايی وجود ندارد و بيشتر
ريشه در فرهنگ آمريکايی دارد. به همين دليل شخصيت اتاق ها در خانه های
مسجدسليمان، چه در خانه های رديفی و چه در خانه های ويلايی، بسيار به
فرهنگ خانه های سنتی نزديک است. اما 2 تفاوت در شکل استفاده از اين فضاها بين
خانه های بزرگ سنتی ايرانی و فرهنگ خانه های اروپايی، و همچنين
خانه های مسجدسليمان وجود دارد. اولين تفاوت را بايد در جهت گيری
اتاق ها ديد. در خانه های سنتی ما اتاق ها بر اساس استفاده ی
آن ها در فصول مختلف سال، در محل های مناسب قرار داده می شوند، به
طوری که اتاق هايی که در تابستان استفاده می شوند، برای اقامت زمستانی
مناسب نيستند. به همين ترتيب اتاق های زمستانی که نامناسب برای استفاده در
تابستان هستند. به اين ترتيب يک نوع جابجايی در خانه های سنتی برای ساکنين آن
وجود دارد. در حالی که اين رفتار در اتاق های خانه های اروپايی، چه بزرگ
و چه کوچک ديده نمی شود. همين رفتار در خانه های بزرگ سنتی موجب
"چندعملکردی" اتاق ها شده است. اين تفاوتی در استفاده از
اتاق ها بين فرهنگ شرق و غرب است. در خانه های با فرهنگ غرب يک فضا دارای
عملکرد نشيمن و نهارخوری است و اتاق های ديگر برای اقامت های ديگر،
مانند خواب، کار و يا اقامت مهمان در نظر گرفته می شوند.
فضاهای جانبی- واژه يا اصطلاح فضاهای جانبی در فرهنگ های معماری ما
يافت نمی شود. اما در حقيقت مجموعه ی فضاهايی هستند، که وجود آن ها
در يک واحد مسکونی اجتناب ناپذير است و اقامت های کوتاه مدت در آن رخ می دهد.
مطبخ يا آشپزخانه، مستراح يا توالت، حمام يا گرمابه و انبار، و....... فضاهای جانبی
در يک واحد مسکونی هستند. اين فضاها بديهی است، که در واژه نامه ها يافت
می شود و تعاريف آن ها روشن است. اما مکان اين فضاها در معماری مسکن سنتی
ايران، چه در خانه های کوچک و چه در خانه های بزرگ، کوشش می شد تا
در کنار فضاهای اقامتی ديده نشود و در فاصله ی مناسبی از اين فضاها قرار
بگيرد. در نمونه های دزفول نيز اين امر مشاهده می شود. در معماری مسکن
مسجدسليمان نيز اين قاعده برای خانه های رديفی وجود دارد و فضاهاي مستراح،
گرمابه و آشپزخانه، که در فرهنگ شهر مسجدسليمان به "بخار" معروف است، در
سمت ديگر حياط قرار دارد. اما اين موضوع در خانه های ويلايی مسجدسليمان به
خود کمی شکل پيچيده تری می گيرد. خانه ی انتخاب شده پس از تحولات
انقلاب مورد پژوهش قرار گرفته است. همچنين عمق پژوهش های ميدانی تا يافتن شکل
اصلی ساختمان و شيوه ی استفاده ای که در زمان ساخت از آن می شده
است، نبود. به اين ترتيب سخت بتوان نظر داد، آيا آشپزخانه در زمان پيدايش خانه در
کنار فضاهای خدمتکار خانه قرار داشت يا همين آشپزخانه ی واقع در ساختمان اصلی،
آشپزخانه ی اصلی خانه نيز بوده است؟ در حالی که اين نظريه در مورد فضاهای
بهداشتی کم تر صادق است. به نظر می رسد، که فضاهای بهداشتی در ساختمان
اصلی هميشه در اينجا قرار داشته است. چنين مناسباتی در فرهنگ مسکن غرب بين فضاهای
اقامتی و فضاهای جانبی در خانه های رديفی و ويلايی نيز قابل پی گيری
است.
گرمابه ی واقع در خانه های مسکونی پديده ای غربی است، که در
خانه های سنتی ما یافت نمی شود. خانه های مسجدسليمان دارای گرمابه هستند
و همانگونه که اشاره شد، در خانه های رديفی کنار ديگر فضاهای جانبی و در
خانه های ويلايی محل آن بين فضاهای جانبی خارج از ساختمان اصلی و در ساختمان
اصلی مشکوک به نظر می رسد. به هرحال، وجود گرمابه در خانه، پديده ای غربی
است و در اين مورد نيز می توان دور بودن خانه های مسجدسليمان از فرهنگ
شرقی و اسلامی را پيدا کرد (آيا ورود گرمابه به خانه های ايران مثبت است يا
منفی، در بحث کنونی ما نمی گنجد.).
زیرزمین- در نمونه های معماری مسکن سنتی ما، در دزفول زیرزمین
وجود ندارد. اگر به شکل خانه های مناطق کوهستانی، که در حقیقت شرایط ایجاد و
ساخت زیرزمین را دارد، دقت کنیم، فضاهایی مانند زیرزمین را در آن پیدا نخواهیم کرد
و شکل تیپولوژی بیشتر به "بام-ایوانی" نزدیک است. نمونه ی گویای آن
شکل شهر "ماسوله" است. این قسمت از یک واحد مسکونی در رابطه با محل و شیب
زمین در دهه های اخیر پیش بینی شده است، چون مورفولوژی جدید شهرها، که دیگر
امکان ساخت خانه های مسکونی سنتی را نمی داد، به دلیل خنک بودن فضاهای زیرزمین
در تابستان ها، نقش فضا و ایوان های پشت به خورشید خانه های سنتی
را بازی کردند. اما زیرزمین در بعضی از خانه های معماری مسکن سنتی ما دیده می شود.
شاید بتوان آن را تنها محدود به خانه های بزرگ کرد، چون ایجاد آن بسیار گران
تمام می شد. هنوز نمونه هایی از این خانه های بزرگ و زیرزمین
آن ها در شهرهای بزرگ و به ویژه تهران قابل مشاهده هستند. همانگونه که اشاره
شد، فضاهای واقع در زیرزمین در مناطق گرم برای روزهای سخت تابستان بسیار مناسب
بوده است. در معماری مسکن غربی نیز زیرزمین، هم به دلیل گران بودن و هم به دلیل بی نیاز
بودن از آن دیده نمی شود. خانه های مسجدسلیمان دارای زیرزمین نیستند و
از این جهت با معماری مسکن سنتی تشابه دارد.
4-3. فضاهای باز ونيمه باز
به طور کلی وقتی در معماری خانه های مسکونی سنتی صحبت از فضای باز و نیمه
باز می کنیم، از ۳ شکل فضا می توانیم نام ببریم: حیاط، ایوان و بام.
حياط- يکی از فضاهای بسيار مهم در خانه های سنتی حياط است.
اين فضا برخلاف فضای باز در معماری مسکن غربی، فضايی برای اقامت، کار، بازی برای
بچه ها و مصارف ديگر است. زيرا در غرب، خانه های کوچک فاقد فضای باز
بزرگی بودند و بيشتر در کنار نقشی، که به عنوان "فاصله" با ساختمان
مجاور بازی می کردند، "حیاط پشتی" یا "حیاط فرعی" نیز
محسوب می شدند. تنها در خانه های بزرگ اين فضا برای کشت محصول به دليل
شرايط جنگی اروپا تا اواخر قرن بيستم کاربرد داشت. اکنون اين فضا در اين
خانه ها نقش فضای سبز، و با سبک "باغ انگليسی" (Garden English
را می توان در فرهنگ معماری به فضای سبزی اتلاق کرد، که آرايش آن تابع نظم
خاصی نيست و به شکلی آزاد طراحی و اجرا می گردد.) را بازی می کند.
خانه های سری در مسجدسليمان دارای 2 فضای باز هستند. حياطی که مجاور گذر اصلی
قرار گرفته است، شخصيت باغ و همان "باغ انگليسی" را دارد. امروز اين فضا
در بيشتر خانه ها تبديل به پارکينگ اتوموبيل شده است. اما حياط مجاور گذر فرعی
همان نقش حياط فرعی را در خانه های رديفی انگليسی بازی می کند و بيشتر
شخصيت پشت خانه را دارد. حياط پشتی در خانه های رديفی انگلستان محل قرارگيری
مستراح و انبار زغال سنگ بود. در مسجدسليمان نيز اين حياط محل قرار گيری
فضاهای جانبی مانند مستراح، آشپزخانه و حمام است و کم تر شخصيت محل اقامت را
دارد. در خانه های ويلايی حياط همان باغ انگليسی است و با حياط يک خانه ی
سنتی فاصله ی زيادی دارد.
ايوان- از فضاهای نيمه باز مهم در معماری مسکن سنتی ايوان است.
بهارخواب نیز در حقیقت شکل دیگری از ایوان است، که بر اساس جهت نورگیری آن برای
گذراندن تابستان های گرم مناسب است. در حالی که در معماری غرب به ندرت می توان
اين فضا را در خانه های مسکونی يافت. آب و هوای سرد اروپا پيش بينی اين
فضا را برای سازندگان خانه های مسکونی تقریبا منتفی ساخته است. در
خانه های رديفی مسجدسليمان، فضاهای نيمه باز وجود ندارند. اما در ویلاهای
مسجدسلیمان در مواردی ایوان یا تراس دیده شده است. اما دلیل آن توجه به فرهنگ
معماری مسکن ما نیست و پیدایش آن را باید مربوط به معماری استعماری انگلیسی دید.
تهیه ی فضاهای نیمه باز در کشورهای تحت استعمار انگلستان، که غالبا دارای آب
و هوای معتدل و رو به گرم مانند مسجدسلیمان دارند، بسیار محبوب بوده است و از آن
در زمان های مناسب استفاده می کرده اند. از این رو، ایوان یا تراس
در بعضی از ویلاهای مسجدسلیمان پیش بینی شده است (تراس تقریبا نام غربی برای
فضای نیمه باز است.).
تصوير
3: يک خانه ی رديفی يا سری در نفتون مسجدسليمان (پايين) و موقعيت خانه های
سری در شهرک (بالا)
منبع:
دشتی، م.: مسجدسليمان، نخستين خاستگاه مسکن غربی در ايران، تهران 1392
فضاهای
مختلف اين خانه به ترتيب از سمت شرق (راست) عبارتند از:باغ يا حياط اصلی، فضاهای
اقامتی، حياط و فضاهای جانبی
تصوير 4: يک خانه ی ويلايی در باغ ملی مسجدسليمان (پايين)، اين ویلا دارای دو واحد است که در پژوهش خانه های مضاعف (Semi-detached) ناميده شده اند. پلان موقعيت (بالا) اين وضعيت را نشان می دهد. منبع: دشتی، م.: مسجدسليمان، نخستين خاستگاه مسکن غربی در ايران، تهران 1392
فضاها
از سمت شرق (راست) به اين ترتيب هستند: فضاهای اقامتی و جانبی برای خدمتکار (Boy Room)،
حياط و فضاهای اقامتی – جانبی اصلی
به این ترتیب در مجموع می توان در مورد فضاهای باز و نیمه باز نیز بی توجهی
به فرهنگ شرقی – اسلامی را در خانه های مسجدسلیمان پی گیری کرد.
4-۴. جزييات اجرايی
مصالح- استفاده از مصالح مناسب ، یکی از فاکتورهای مهم در ارزیابی
معماری باارزش است. در معماری مناطق کویری و همچنین منطقه ی خوزستان، استفاده
از خاک برای ساخت خشت و آجر بسیار متداول بوده است. دلایل صحیح بودن این انتخاب در
عوامل زیادی مانند؛ در دسترسی راحت به آن، کار کردن آسان با آن، و مناسب بودن آن
از جهت اقلیمی روشن است. اما مصالح به کار رفته در خانه های مسجدسلیمان
فاصله ی زیادی را از مصالح معماری سنتی این منطقه نشان می دهند. در هر
دو مورد خانه های ردیفی و خانه های ویلایی مسجدسلیمان، تنها دیوارهای
خارجی و باربر از سنگ محلی، که از جهت استخراج و برش تنها با امکانات ابزار پیشرفته ی
غربی و انگلیسی امکان پذیر بود، ساخته شده اند. طبیعی است، که ملات لازم
برای اتصال سنگ ها دیگر نمی تواند از امکانات محلی باشد و وارد نمودن
محصول تازه به دست آمده در اروپا، یعنی سیمان را به مسجدسليمان اجتناب ناپذير
می کرد. تقریبا باقی مصالح نيز مانند؛ درهای خارجی و داخلی، پنجره ها،
حصار اطراف زمین خانه، سازه ی بام شیبدار، پوشش بام، سقف کاذب، دستگیره ها
کلیدهای برق، لامپ ها و........ از انگلستان به منطقه واردشدند. بیشتر این
مصالح، به ويژه مصالح بام شيبدار از جنس فولاد هستند و طبیعی است که برای
منطقه ی گرمی مانند مسجدسلیمان مناسب نیستند. به این ترتیب، هم در زمینه ی
استفاده از مصالح محلی، که سنگ است و خاک نیست، و همچنین دیگر مصالح، که از
انگلستان به منطقه وارد شده اند، معماری خانه های مسجدسلیمان از معماری
خانه های مسکونی سنتی فاصله می گیرد.
ابتکارات-بارزترین تفاوت بین معماری مسکن سنتی و معماری مسکن غرب در
این قسمت قرار دارد،زيرا ابتکارات در معماری مسکن سنتی ایران به قدرت مالی کارفرما
بستگی دارد، بنابراین آن را می توان بيشتر در خانه های بزرگ پیدا کرد.
نمونه ی خانه ی کوچک دزفول، که در فقط فضاهای مورد نياز را دارد،به خوبی
اين تفاوت را نشان می دهد. ایوان هایی که یا رو به آفتاب و یا پشت به
آفتاب در خانه های بزرگ سنتی ساخته می شدند، حکایت از تفکر والای
سازندگان آن دارد. آن ها فقط به دنبال ایجاد چند فضا نبودند، بلکه به کیفیت این
فضاها می اندیشیدند. این شکل از نگرش با موضوع حتی در خانه های بزرگ و
معماری شده ی غرب نیز به ندرت یافت می شود. بادگير که در
نمونه ی خانه ی بزرگ سنتی مشاهده می شود، یکی دیگر از ابتکاراتی
است، که معماران ایرانی برای ایجاد تهویه و خنک کردن خانه از آن استفاده می کردند.
در مسجدسليمان تنها اقدام برای خنک کردن، یا بهتر گفته شود، در امان نگهداشتن خانه
از گرمای طاقت فرسای حاصل از تابش آفتاب داغ تابستان بر ورق های فلزی
بام، ایجاد فضایی میانی بین فضاهای خانه و بام شيبدار است. اين پديده هم در
خانه های ردیفی و هم در خانه های ویلایی مشاهده شد. به این ترتیب در این
مورد هم می توان فاصله ی بزرگی را بین معماری مسکن سنتی و معماری مسکن
مسجدسلیمان تشخیص داد.
5.
نتيجه
با اين که بحث اصلی در اين مقاله در مورد مسکن سنتی و مدرن بود، اما به شکل
جالبی متوجه فقدان معلومات کافی خود از معماری مناطق مختلف کشور شديم. به عبارتی ديگر،
نياز به يک فرهنگ جامع معماری احساس می شود، چنانچه در اين مقاله از بررسی
واژه نامه های موجود در زبان فارسی در باره ی مسايل مربوط به معماری
مناطق مختلف کشور ديده شد. تنها با دستيابی به اين معلومات، جستجوی ما برای يافتن
راه حل های منطقی و مناسب شکل مسکن در نقاط مختلف کشور ميسر است.
در مقايسه ی بالا فاصله ی معماری غربی وارد شده در مسجدسليمان با
معماری خانه های مسکونی در سنت ايران روشن می شود. همچنين در نمودار رسم
شده نيز کوشش شده است، تا تفاوت های موجود را، هم در خانه های ويلايی و
هم در خانه های رديفی مسجدسليمان نشان دهد. در اين نمودار می توان به
طور کلی فاصله ی معماری سنتی را از معماری مسجدسليمان تا حدود 70% تخمين زد،
که حکايت از حجم زياد جدايی از سنت را می کند. اين تفاوت و فاصله در اساس
خانه های سنتی و مسجدسليمان رقم های قابل تعمقی را به دست می دهد؛
در کانسپت 85%، در فضاهای بسته 15%، در فضاهای باز و نيمه باز 85% و بالاخره
در جزييات اجرايی 100%.
فضاهايی که در خانه های سنتی به شکلی ايده آل استفاده می شدند،
جای خود را به فضاهای جديدی دادند، که ظاهرا برای زندگی "مدرن"
مناسب تر بودند. در ادامه ی روند مدرن شدن خانه ها می بينيم،
که در زمانی کوتاه پس از پيدايش مسجدسليمان فضاهای يک خانه در يک آپارتمان کوچک
گنجانده می شوند. فضاهای جانبی و بهداشتی در همنشينی کامل با فضاهای اقامتی
قرار می گيرد. آشپزخانه نيز در حد چند گنجه و وسايل اصلی خلاصه و بدون هيچ
مرز و فاصله ای در داخل فضای اقامتی و با عنوان "اپن" (Open) طراحی می شود. در بسياری از موارد در رابطه با
فرهنگ شرقی-اسلامی جامعه ی ما اين آشپزخانه آسايش لازم را برای خانم خانه به
هنگام پذيرايی از مهمان را ندارد و ايجاد نوعی اختلال در کار خانه و مهمانداری می کند.
به اين ترتيب، فرهنگ مهمان نوازی ما دچار آسيب شده و بر رابطه های فاميلی
اثرهای ناخوش گذاشته است. بر خلاف خانه های مسکونی سنتی که سکونتگاه چندين
نسل بوده اند، اين آپارتمان ها کم کم برای زندگی حتی يک خانواده
نيز تنگ به نظر می رسند. نزديکی افراد خانواده در اين آپارتمان ها
کم کم آثار سوء خود را نمايان می کند و اختلاف نظرهای خانوادگی با
اين نزديکی تشديدتر می شود. از طرفی ديگر، خانه هايی که از نظر محتوا تهی
شده اند، به وسيله ی ظاهرسازی های بدون منطق، با مصالح غالبا
غيربومی "تزيين" می شوند تا شايد جبران مسائل اساسی را کند. به
عبارتی ديگر، اکنون که خانه ها برای آسايش ساکنين چيزی برای عرضه ندارند،
مصالح لوکس نقش گول زدن آن ها را بازی می کنند. همچنين، کمبود جا در
خانه های مدرن باعث متداول شدن نوعی فرهنگ مصرف می شود، که خود جای بحث
فراوانی دارد.
جزئيات
|
نیمه باز
|
باز و
|
فضاهای
|
فضاهای بسته
|
ايده ی
اصلی
|
||||||
ابتکارات
|
مصالح
|
بام
|
ایوان
|
حیاط
|
زیرزمین
|
ف. جانبی
|
ف. اقامتی
|
اندرونی
|
بیرونی
|
هشتی
|
|
معماری
|
|||||||||||
سنتی
|
|||||||||||
معماری
|
|||||||||||
غربی
|
خانه ی ویلایی
مسجدسلیمان
|
|||
خانه ی سری یا
ردیفی مسجدسلیمان
|
تصوير
5: نمودار مقايسه ی خانه های مسجدسليمان با خانه های معماری سنتی،
منبع: دشتی، م.
در
اين نمودار می توان تمايل معماری خانه های مسجدسليمان به معماری غربی را
تا حدود 70% تخمين زد.
اثرات معماری مسکن مدرن تنها به خانه ها محدود نمی شود.
همان گونه که در ابتدای اين گفتار اشاره شد، پيدايش روند غربی شدن مسکن در
شهرهای ايران را بايد پس از تاسيس مسجدسليمان و ايجاد خانه های آن نسبت داد.
اين روند در شهرهای بزرگ مانند تهران با شدت وسرعت بيشتری اتفاق افتاد، به طوری که
تيپولوژی آپارتمان خيلی زود، تيپولوژی غالب در شهرهای ما شد. نخستين پی آمد
اين روند، نزديکی سنت شکن خانواده های جامعه به يک ديگر است. در غرب
ساختمان های مسکونی با واحدهای متعدد دارای سابقه ی طولانی نيست و
پيدايش آن را بايد به پس از جنگ جهانی دوم نسبت داد. برای فرهنگ غربی با
پشتوانه های تاريخی مانند رنسانس و انقلاب صنعتی، اين نوع تيپولوژی
نارسايی های اجتماعی فراوانی به همراه خود داشت. از دهه ی 1970 ميلادی
ما شاهد "منهدم ساختن" نمونه های بسيار مشکل ساز آن در
شهرهای اروپايی و غربی هستيم. بسياری از نارسايی های اخلاقی موجود در
جامعه ی امروز ما ناشی از اين نزديکی ناگهانی است. به علاوه، طراحی آپارتمان
در شهرهای ما پيش از وضع قوانين حقوقی آن صورت گرفت. اين خود نيز موجب دعواهایي،
که شمار آن کم نيست، در خانه های مسکونی است، که پی آمد آن روابط سرد
افراد در جامعه است.
اثر سوء ديگر حاصل از شهرسازی با تکيه بر آپارتمان سازی را بايد در تراکم
بالای شهرها ديد. شهرهای آرام سنتی به اين ترتيب رو به ازدحام و شلوغی گذاشتند.
گذشته از نارسايی های زيست محيطی، مانند کمبود فضای سبز و آلودگی هوا،
شلوغی شهرهای ما بر روان و اعصاب شهرنشينان اثر مخرب داشته، که بر رفتار
روزمره ی آن ها نيز آثار نامطلوبی گذاشته است. شهرها در اثر اين تراکم،
ناگزير به فضای بيشتری نياز پيدا کردند. بزرگ تر شدن شهر نيز در رفت و
آمد ساکنين شهرها تاثير گذاشته و باعث اتلاف وقت آن ها در رفت وآمدها
شده است. اين اتلاف وقت به ويژه اگر با ترافيک سنگين روبه رو شود، تشديد شده
و باز باعث نارسايی هايی در رفتار شهرنشينان ايران شده است. در اثر اين
مشکلات، يک نوع فرهنگ "فرار از شهر" برای طبقه ی مرفه جامعه ی
شهرنشين به وجود آمده است، که خود نيز موجب مصرف بيش از حد زمين و از بين رفتن
مناطق طبيعی در کشور شده است.
چون هنوز نه مطالعات جامعی در مورد معماری خانه های سنتی در مناطق مختلف
کشور صورت گرفته است و نه هنوز در مورد مسکن و شهرهای مدرن ايران اطلاعات علمی کافی
داريم، مقايسه ی حاضر نمی تواند در تمامی ابعاد پاسخگوی نياز بحث سنت و
مدرنيته در رابطه با معماری و شهرسازی باشد. گونه های مختلف معماری سنتی يا
بومی در نقاط ديگر ايران، با اقليم و فرهنگ ويژه ی خودش نيز وجود دارد.
آن ها ناشناخته هستند و نياز به بحث های جداگانه ای دارند.
همينطور، روند شهرنشينی و شهرسازی در کشور ما آنچنان سريع بوده است، که سرعت
حرکت های علمی دانشگاه های ما توان رسيدن به آن را ندارد.
دانشگاه های ما اين وظيفه ی بزرگ را دارند تا با فراهم کردن محيط بحث در
اين زمينه نه تنها در آينده راهگشای خلق خانه ها و شهرهايی مناسب با فرهنگ
شرقی– اسلامی کشور ما باشند، بلکه بيش از اين، مشکلات پيش آمده در جامعه در
نتيجه ی برخورد سنت ومدرنيته را حل کنند.
منابع:
-
فرهنگ دهخدا
-
فرهنگ معين
-
فلاح فر، سعيد: فرهنگ واژه های
معماری سنتی ايران، تهران 1379
-
سيد صدر، سيد ابوالقاسم:
دايره المعارف معماری و شهرسازی، تهران 1381
-
مهدی زاده، مهدی:
فرهنگ نامه ی واژگان معماری سنتی و کاربرد آن در زبان و ادبيات فارسی،
مشهد 1384
-
توسلی، محمود: ساخت شهر و معماری در
اقليم گرم و خشک، تهران 1353
-
قباديان، وحيد: بررسی اقليمی ابنيه سنتی
ايران، تهران، بی تا
-
اهری، زهرا – امينی جديد، شهلا: الگوی
ساخت مسکن در شهرهای خوزستان، تهران 1371
-
دشتی، مهران: مسجدسليمان، نخستين خاستگاه
مسکن غربی در ايران، تهران 1392 (در دست انتشار)
-
Rainer, Roland: Anonymes Bauen im Iran,
Graz 1977
-
Manzoor, Shokrollah: Tradition &
Development, w.c., w.d.






No comments:
Post a Comment